تبليغاتX
شاید که نشاید
شاید که نشاید

تلخ و شیرین من

 
دان هرالد كاريكاتوريست و طنزنويس آمريكايى داراى تاليفات زيادى است
اما قطعه كوتاهش "اگر عمر دوباره داشتم..." او را در جهان معروف كرد.
بخوانيد
البته آب ريخته را نتوان به كوزه باز گرداند، اما قانونى هم تدوين نشده كه فكرش را منع كرده باشد.
اگر عمر دوباره داشتم ، ميكوشيدم اشتباهات بيشترى مرتكب شوم. همه چيز را آسان ميگرفتم.
... از آنچه در عمر اولم بودم ابله تر ميشدم.
فقط شمارى اندك از رويدادهاى جهان را جدى ميگرفتم.
اهميت كمترى به بهداشت ميدادم.
به مسافرت بيشتر ميرفتم.
از كوههاى بيشترى بالا ميرفتم و در رودخانه هاى بيشترى شنا ميكردم. بستنى بيشتر ميخوردم و اسفناج كمتر.
مشكلات واقعى بيشترى ميداشتم و مشكلات واهى كمترى.
آخه من از آن آدمهايى بودهام كه بسيار مُحتاطانه و خيلى عاقلانه زندگى كردهام، ساعت به ساعت، روز به روز. اوه، البته من هم لحظاتِ سرخوشى داشته ام.
اما اگر عمر دوباره داشتم از اين لحظاتِ خوشى بيشتر ميداشتم. من هرگز جايى بدون يك دَماسنج، يك شيشه داروى قرقره، يك پالتوى بارانى و يك چتر نجات نمیرفتم. اگر عمر دوباره داشتم، سبكتر سفر ميكردم.
اگر عمر دوباره داشتم، وقتِ بهار زودتر پا برهنه راه ميرفتم و وقتِ خزان ديرتر به اين لذت خاتمه ميدادم.
از مدرسه بيشتر جيم ميشدم. گلوله هاى كاغذى بيشترى به معلمهايم پرتاب ميكردم.
سگهاى بيشترى به خانه ميآوردم.
ديرتر به رختخواب ميرفتم و ميخوابيدم.
بيشتر عاشق ميشدم.
به ماهيگيرى بيشتر ميرفتم.
پايكوبى و دست افشانى بيشتر ميكردم.
سوار چرخ و فلك بيشتر ميشدم.
به سيرك بيشتر ميرفتم.
در روزگارى كه تقريباً همگان وقت و عمرشان را وقفِ بررسى وخامت اوضاع ميكنند، من بر پا ميشدم و به ستايش سهل و آسانتر گرفتن اوضاع ميپرداختم.
زيرا من با ويل دورانت موافقم كه ميگويد:
"شادى از خرد عاقلتر است."

نوشته شده در چهارشنبه 7 دی1390ساعت 19:48 توسط فریاد|

گفتنی ها رو باید گفت حتا اگر گوشی به ظاهر شنونده نباشد...حداقل تبدیل به عقده(اُقده) نمی شود و شاید تو فقط دیوانه خطاب شوی.
نوشته شده در دوشنبه 5 دی1390ساعت 21:5 توسط فریاد|

عجب شرابی بود...........انچنان که دلم میخاست سیخونک های فکرم را به تمسخر گرفت.
نوششششششششش

نوشته شده در یکشنبه 27 آذر1390ساعت 3:46 توسط فریاد|

و حالا گوشی من روشن است و خلسه ی من خسته تر از انتظار...
گاهی واقعیت های اتفاقی و گذشته را باید مورد کندو کاش قرار داد؛حتا عشق را...
گاهی انچنان که باید نمی شود که شاید.

نوشته شده در یکشنبه 27 آذر1390ساعت 1:15 توسط فریاد|

گاهی برای اثبات یا فته های ذهنی گنجایش زمان کمتر از حد تصور انتظار می شود ،زمان بر مکان تاثیر می گذارد و مکان بر زمان ؛اصلی که در فیزیک توسط انیشتن اعتبار یافت ولی ایا انرزی من یا او یا برخورد ها در این جا به اسراف می رود؟یا به توهم نمود پیدا می کند مانند همان هاله ی درون ، که بار ها او را بوسیدم.

من در تصور او ،او در تصور چه؟تریاق اثر نکرد پاد زحر از عراق عجم می خاهم.

زندگی هیچ کس منحصر به خود او نیست.


بیخ نوشت:

به یاد روز های نا متوازن زندگی:

عرصه شطرنج رندان مجال شاه نیست.


نوشته شده در دوشنبه 21 آذر1390ساعت 23:12 توسط فریاد|



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت